
دکترای اقتصاد و مدیریت
محقق و مدرس دانشگاه
بخش اول: مس و تحول بنیادین در اقتصاد جهانی
1. موتور محرک فناوریهای سبز و نوین
مهمترین عامل تغییر در بازار جهانی مس، نقش محوری آن در گذار به اقتصاد کمکربن است. برخلاف گذشته که مصرف مس بیشتر به صنایع سنتی مانند ساختوساز و زیرساختها محدود بود، امروزه این فلز به عنوان ستون فقرات فناوریهای پاک عمل میکند .
انقلاب خودروهای برقی (EV): هر خودروی برقی به طور متوسط بین 40 تا 80 کیلوگرم مس مصرف میکند که این میزان چهار تا پنج برابر خودروهای با موتور احتراق داخلی است. این مس در موتور، باتریها، سیمکشی داخلی و زیرساختهای شارژ به کار میرود. با توجه به تعهد جهانی برای حذف تدریجی سوختهای فسیلی، رشد تصاعدی تولید خودروهای برقی، تقاضا برای مس را به شکل چشمگیری افزایش خواهد داد .
انرژیهای تجدیدپذیر: نیروگاههای خورشیدی و بادی برای انتقال و تبدیل انرژی به شدت به مس وابسته هستند. توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی و شبکههای هوشمند انتقال برق، همگی به مقادیر عظیمی از این فلز نیاز دارند. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است که مصرف مس در بخش انرژیهای پاک تا سال 2035 دو برابر شود .
دیجیتالی شدن اقتصاد: گسترش اینترنت اشیاء، شبکههای پرسرعت 5G، مراکز داده (دیتاسنترها) و زیرساختهای ابری، همگی مصرفکنندگان بزرگی از مس هستند و به رشد پایدار تقاضا دامن میزنند .
این عوامل در کنار هم باعث شدهاند که پیشبینیها از رشد 30 تا 40 درصدی تقاضای جهانی مس تا سال 2030 حکایت داشته باشد. برخی تحلیلها حتی از افزایش تقاضا از 25 میلیون تن فعلی به 50 میلیون تن تا سال 2035 خبر میدهند، رقمی بیسابقه در تاریخ .
2. شکاف عرضه و محدودیتهای ساختاری
در نقطه مقابل تقاضای سرسامآور، زنجیره تأمین جهانی مس با چالشهای عمیق و ساختاری مواجه است که توانایی پاسخگویی به این موج جدید را محدود میکند .
کاهش عیار معادن و افزایش هزینهها: بسیاری از معادن بزرگ و قدیمی جهان با پایان یافتن ذخایر پرعیار، به استخراج از ذخایر کمعیارتر روی آوردهاند که این امر مستلزم صرف انرژی، آب و هزینههای بیشتر برای تولید هر تن مس است .
کمبود سرمایهگذاری و زمان طولانی بهرهبرداری: اکتشاف و توسعه یک معدن جدید مس نیازمند سرمایهگذاری عظیم (پیشبینی 250 میلیارد دلار تا سال 2034) و زمانی حدود 10 تا 18 سال است. این در حالی است که تقاضا با شتابی بسیار بیشتر در حال رشد است و پروژههای جدید نمیتوانند به سرعت جای خالی را پر کنند .
اختلال در تولید کشورهای کلیدی: شیلی و پرو به عنوان دو قطب اصلی تولید مس جهان (تأمینکننده حدود 40 درصد از مس جهان) با مشکلات عدیدهای از جمله کاهش بهرهوری معادن، بحران کمآبی، اعتراضات اجتماعی و مقررات سختگیرانهتر زیستمحیطی دست و پنجه نرم میکنند. برای نمونه، تولید مس شیلی در سال 2024 با کاهش 2.3 درصدی مواجه بوده است .
مقررات زیستمحیطی: فشار فزاینده برای کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی معدنکاری، از جمله مصرف آب و تولید باطله، منجر به تصویب قوانین سختگیرانهتری در سراسر جهان شده است که خود بر سرعت توسعه پروژههای جدید میافزاید .
این محدودیتها از سوی عرضه و رشد انفجاری از سوی تقاضا، بازار جهانی مس را وارد فاز "کسری ساختاری" کرده است؛ به این معنا که تقاضا به طور مداوم از عرضه پیشی میگیرد و موجودی انبارهای راهبردی به پایینترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده است .
3. چشمانداز قیمتها: "دکتر مس" تب میکند
مس در محافل اقتصادی به "دکتر مس" شهرت دارد، زیرا تغییرات قیمت آن میتواند وضعیت سلامت اقتصاد جهانی را پیشبینی کند . ترکیب عوامل یادشده، آیندهای صعودی اما همراه با نوسان را برای قیمت این فلز ترسیم میکند.
پیشبینیهای صعودی: تحلیلگران بانکهای بزرگی نظیر بانک آمریکا و گلدمنساکس پیشبینی کردهاند که قیمت مس تا سال 2026 به محدوده 11,000 تا 12,000 دلار در هر تن برسد. برخی سناریوهای خوشبینانه حتی عبور از مرز 13,000 دلار را نیز محتمل میدانند .
ریسکهای نزولی: با این حال، این مسیر صعودی خطی نخواهد بود. عواملی مانند رکود اقتصادی جهانی، کاهش رشد اقتصادی چین (بزرگترین مصرفکننده مس)، یا افزایش غیرمنتظره عرضه از سوی کشورهایی مانند کنگو میتوانند امواج نزولی و اصلاحی در قیمتها ایجاد کنند. با این وجود، اجماع کلی تحلیلگران بر این است که کف قیمتی مس در سالهای آینده به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین تاریخی خود تثبیت خواهد شد .
بخش دوم: صنعت مس ایران؛ فرصتها، چالشها و الزامات آینده
1. ظرفیتها و جایگاه ایران در بازار جهانی
ایران به دلیل قرارگیری بر روی کمربند ساختاری آلپ-هیمالیا، از پتانسیل معدنی بسیار بالایی در زمینه مس برخوردار است و بخشی از یکی از دو کمربند بزرگ فلززایی مس در جهان را در خود جای داده است . این موقعیت زمینشناسی، ایران را به یکی از مناطق با پتانسیل بالا برای سرمایهگذاری و تولید مس تبدیل کرده است. در سال 2023، ایران با تولید حدود 321 هزار تن کاتد مس، در رتبه شانزدهم جهان و ششم آسیا قرار گرفت و سهمی معادل 1.2 درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص داد .
شرکتهای بزرگی مانند ملی صنایع مس ایران (فملی) و مس شهید باهنر (فباهنر) به عنوان بازیگران اصلی این صنعت، نقش حیاتی در زنجیره ارزش از استخراج تا تولید محصولات نیمهساخته ایفا میکنند. این شرکتها به دلیل درآمد دلاری و همبستگی مستقیم با قیمتهای جهانی، از ظرفیت بالایی برای سودآوری و توسعه برخوردارند .
2. چالشهای پیش روی صنعت مس ایران
علیرغم پتانسیل خدادادی، صنعت مس ایران برای تحقق جایگاه واقعی خود در آینده اقتصاد جهان، با موانع جدی مواجه است:
تحریمها و محدودیت در جذب سرمایه و فناوری: تحریمهای بینالمللی مهمترین مانع در مسیر توسعه این صنعت هستند. این محدودیتها باعث شدهاند تا ایران نتواند از سرمایهگذاری خارجی، فناوریهای نوین استخراج و فرآوری و همچنین ماشینآلات مدرن معدنی بهرهمند شود. جذب سرمایهگذاری خارجی برای توسعه معادن جدید و نوسازی ناوگان فرسوده، یک ضرورت حیاتی است که در شرایط فعلی با دشواری روبهروست .
نیاز به نوسازی تکنولوژی: بسیاری از معادن و کارخانههای فرآوری ایران برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای تمامشده و بهینهسازی مصرف انرژی و آب، نیاز مبرمی به بهروزرسانی فناوریهای خود دارند. استفاده از تکنیکهای پیشرفته اکتشاف، هوش مصنوعی و روشهای مدرن فرآوری میتواند جهشی بزرگ در این صنعت ایجاد کند .
موانع داخلی و مقرراتی: علاوه بر تحریم، برخی موانع داخلی مانند دشواری در واردات ماشینآلات، مسائل مربوط به حقوق دولتی، قیمتگذاری دستوری و بعضاً عدم ثبات در قوانین و مقررات، از جمله موانعی هستند که کارشناسان برای رشد این صنعت برشمردهاند. رفع این موانع و ایجاد فضای کسبوکار شفاف و پایدار، نقشی کلیدی در شکوفایی پتانسیلهای بخش معدن دارد .
3. فرصتهای سرمایهگذاری و راهبردهای توسعه
در افق پیش رو، نه تنها چالش، بلکه فرصتهای کمنظیری نیز پیش روی صنعت مس ایران قرار دارد:
بهرهگیری از شکاف عرضه جهانی: همانطور که اشاره شد، بازار جهانی با کمبود عرضه مواجه است. ایران میتواند با برنامهریزی دقیق و افزایش ظرفیت تولید، سهم خود از این بازار رو به رشد را افزایش دهد و ارزآوری قابل توجهی برای کشور به ارمغان آورد. کشف معادن بزرگ در جهان در حال کاهش است و زمان آمادهسازی معادن جدید به طور میانگین 18 سال طول میکشد، که این یک مزیت بزرگ برای کشورهای دارای ذخایر مس اثباتشده مانند ایران محسوب میشود .
جذب سرمایههای داخلی از طریق بازار سرمایه: در شرایط محدودیت سرمایهگذاری خارجی، بورس اوراق بهادار تهران بستری مناسب برای تأمین مالی طرحهای توسعهای شرکتهای بزرگ مسی است. سرمایهگذاری در سهام شرکتهای "فملی" و "فباهنر" به عنوان یک راهبرد هوشمندانه برای بهرهمندی از رشد قیمت جهانی مس و همچنین مشارکت در توسعه این صنعت، مورد توجه کارشناسان بازار سرمایه قرار گرفته است .
توسعه صنایع پاییندستی: به جای خامفروشی، میتوان با سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی، محصولات با ارزش افزوده بالاتر (مانند مفتولهای مسی، لولهها و آلیاژهای خاص) تولید و صادر کرد. این امر ضمن ایجاد اشتغال بیشتر، درآمدهای ارزی پایدارتری را نیز نصیب کشور میکند.
نتیجهگیری و چشمانداز
صنعت مس در آستانه یک ابرچرخه رونق قرار گرفته است که محرک اصلی آن، انقلاب جهانی در حوزه انرژیهای پاک و فناوریهای دیجیتال است. محدودیتهای عرضه در سمت تولیدکنندگان بزرگ سنتی، این فرصت را برای کشورهای دارنده ذخایر مس فراهم کرده تا نقش پررنگتری در معادلات جهانی ایفا کنند. ایران با برخورداری از ذخایر غنی و نیروی کار متخصص، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یکی از بازیگران کلیدی این بازار را دارد.
با این حال، تحقق این امر مستلزم اتخاذ یک راهبرد ملی و مدون است که در آن، رفع موانع داخلی، بهروزرسانی فناوریها، جذب سرمایههای موجود (داخلی و فراملی) و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر، در اولویت قرار گیرند. اگر ایران بتواند با برنامهریزی دقیق و بهموقع از این فرصت استفاده کند، مس میتواند به یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصاد ملی و افزایش قدرت صادراتی کشور در دهههای آینده تبدیل شود. در غیر این صورت، این قطار سریعالسیر اقتصاد سبز جهانی از ایستگاه ایران عبور خواهد کرد و جایگاه کشور در این صنعت راهبردی تضعیف خواهد شد.
موضوعات مرتبط: اقتصاد ، اقتصاد سیاسی ، اقتصاد و سلامت ، اقتصاد بین الملل ، اقتصاد دفاعی ، اقتصاد هنر ، اقتصادو مدیریت
.: Weblog Themes By Pichak :.