
دکترای اقتصاد و مدیریت
محقق و مدرس دانشگاه
به قلم : دکتر سیدوفا مشکوة
اقتصاد اسلامی به عنوان یک «مکتب اقتصادی» دارای یک ساختار اجرایی منسجم است که از مبانی فلسفی و ارزشی آغاز میشود و در قالب نهادها، سیاستها و قراردادهای مشخص، خود را در عرصه عمل نشان میدهد.
ساختار اجرایی اقتصاد اسلامی را میتوان به صورت یکپارچه و جامعتر در قالب یک مدل لایهبندی شده از مبانی نظری تا نهادهای اجرایی ارائه داد. درک این مدل، کلید فهم چگونگی اجرای اقتصاد اسلامی است.
برای درک ساختار اجرایی آن، میتوان این ساختار را به صورت لایهای و منظم بررسی کرد:
موضوعات مرتبط: اقتصاد ، اقتصاد اسلامی ، مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
ترجمه و تلخیص: محسن رنجبر
بخش نخست
ماشین و کارگر پیوسته در رقابتند و ماشین اغلب نمیتواند استفاده شود، مگر اینکه کارگر به پا خیزد.
«دیوید ریکاردو»تازگیها که در مقالهای درباره افتوخیزهای صنعت این «گزاره آشنای ریکاردویی [را آوردم] که افزایش دستمزدها صاحبان سرمایه را ترغیب میکند که دستگاهها را جایگزین کارگران کنند»، خیال میکردم که از این راه میتوان استدلالی را که او مدت درازی استفاده کرده بود، به شکلی آشناتر که بتوان راحتتر قبولش کرد، به زبان آورد. این خیال باطل را چندین دیدگاه ابراز شده درباره آن مقاله از سرم بیرون کرده و بازاندیشی در ادبیات آغازین در این باب، وضعیتی سخت شگفت را آشکار کرده است؛ چون هرچند این گزاره را از نخستین باری که ریکاردو بیانش کرد، نویسندگان پرشماری تایید و استفاده کردهاند، اما انگار این گزاره هیچگاه به خوبی باز نشده و توضیح داده نشده است. چند سال قبل که در انگلیس، پروفسور هیکس در یکی از فصول کتاب نظریه دستمزد خود از این گزاره استفاده کرد، جرالدشاو در یادداشت خود درباره این کتاب چیزی گفت که به پاسخ متداول به آن بدل شده است؛ او گفت تا هنگامی که نرخ بهره ثابت است، تغییری عمومی در دستمزدها، به یک نسبت بر هزینه تولید در روشهای مختلف تولید تاثیر خواهد گذاشت (که غیرقابلانکار است) و گفت که پس این تغییر نمیتواند مزیتهای نسبی این روشها را تغییر دهد (که درست نیست). بعدا پروفسور هیکس کل فصل مربوط به قطعهای را که نقد شده بود، حذف کرد و به نظر میرسید که این کارش به اشاره به این معنا است که از ادعای خود دست کشیده است. باز نیکلاس کلدور بعد از آنها در مقالهای که بعدا به آن اشاره خواهیم کرد، گرچه این اصل ریکاردویی را پذیرفت، ظاهرا اعتبار آن را به شرایطی نسبتا ویژه محدود کرد.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
مترجم: محسن رنجبر
اقتصاد سیاسی کلاسیک بیش از هر چیز به این خاطر فروپاشید که نتوانست تبیینش از پدیده بنیادین ارزش را بر همان تحلیلی از سرچشمه فعالیت اقتصادی استوار کند که به خوبی برای تحلیل پدیدههای پیچیدهتر رقابتی به کار بسته بود. نظریه ارزشکار نتیجه جستوجوی جوهری توهمآلود برای ارزش بود، نه نتیجه تحلیل رفتار کنشگر اقتصادی. گام تعیینکننده در پیشرفت علم اقتصاد زمانی برداشته شد که اقتصاددانان پرسیدند شرایطی که سبب میشود افراد به طریقی خاص با کالاها رفتار کنند، دقیقا چیست. پرسیدن سوال به این طریق بلافاصله باعث شد که دریابند پیوند زدن اهمیت یا ارزشی معین به واحدهای کالاهای مختلف، گامی ضروری در حل مساله عمومیای است که هر جا چند هدف برای بهرهگیری از منابعی محدود رقابت میکنند، مطرح میشود.حضور فراگیر این مساله ارزش در هر جا که کنش عقلانی وجود دارد، نکته بنیادینی بود که بررسی نظاممند صورتهایی که این مساله میتواند در سازماندهیهای مختلف حیات اقتصادی به آن صورتها بروز یابد، میتوانست از آن شروع شود. از همان آغاز، مسائل اقتصادهایی که به شکلی متمرکز هدایت میشوند، جایگاهی مهم در بیانهای مختلف از علم اقتصاد جدید پیدا کردند.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
مترجم: محسن رنجبر*
احتمالا ایراد میگیرند که این انتقادها شاید بر بنگاههای انحصاری کاپیتالیستی که هدفشان بیشترین سود است صادق باشد، اما بهیقین درباره صنایع نظامیافته در دولت سوسیالیستی که مدیرانشان دستور دارند قیمتهایی را بطلبند که فقط هزینهها را پوشش دهد، صدق نمیکند.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
دکترفریدون تفضلی در سال 1319 به دنیا آمد، او 30 سال بعد یعنی در سال 1349 پس از فارغالتحصیلی، تدریس اقتصاد را در دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) آغاز کرد و در سال 1356 موفق به کسب رتبه استادی شد، اما تا رسیدن به مرتبه استادی، فریدون تفضلی چه مراحلی را طی کرد؟فریدون تفضلی بعد از اخذ مدرک دیپلم از چند دانشگاه معتبر آمریکا پذیرش گرفت؛ او در نهایت کالج معتبر کالیفرنیا به نام کالج هارتنل را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. گذراندن دوره فشرده زبان در موسسه امرسون و اخذ دیپلم زبان انگلیسی، آغاز راه دشوار او بود. فریدون تفضلی سپس به کالیفرنیا رفت و در مقطع کاردانی در این کالج اقتصاد خواند. تحصیل در این رشته در مقطع لیسانس در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا از دیگر مراحل تحصیل این استاد بود؛ او در کنار این رشته، گرایش دوم یا فرعی خود را زبان انگلیسی انتخاب کرد. با اخذ مدرک لیسانس، تفضلی یک سال به عنوان کارشناس اقتصادی برای شرکت آر جی رینولدز در لس آنجلس کار کرد تا اینکه با اخذ پذیرش از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رشته اقتصاد را در مقطع فوقلیسانس و دکترا ادامه داد. از آنجا که او فوق لیسانس را با نمرات عالی گذرانده بود، برای دوره دکترا موفق به گرفتن بورس تحصیلی شد که علاوه بر معافیت 50 درصد شهریه این امکان را به دست آورد که از امتیاز «مرتبه دستیار تدریس» برخوردار شود. رساله او در این دوره «سهم علمی اسکار لانگه در تئوری سوسیالیسم و کاربردهای آن در یوگسلاوی و چکاسلواکی» بود که با درجه ممتاز مورد پذیرش قرار گرفت. پس از ورود دکتر تفضلی به ایران ، سازمان برنامه، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و دارایی مایل به استخدام او بودند، اما او فعالیت در دانشگاه را ترجیح داد.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
منبع: اکونومیست
آدام اسمیت را به عنوان پدر علم اقتصاد میشناسند. اکثر مردم او را به عنوان مثال اعلای طرفداری از بازار آزاد میشناسند، اما اسمیت عمدتا غلط خوانده و فهمیده شده است. این متن میخواهد مواردی را نشان دهد که مردم، اسمیت را به اشتباه میخوانند و میفهمند و سعی میکند در آن موارد مراد اصلی اسمیت را ارائه دهد. اسمیت بذر دغدغههای خویش را کاشته است. او تمایل داشت قطعات کوتاه و پرمغز بنویسد که سبب میشد فهم اندیشههایش مستعد اعوجاج شود. یکی از بهترین قطعات نغز او این است:
به خاطر خیرخواهی قصاب و ساقی و نانوا نیست که ما میتوانیم از قوتمان مطمئن باشیم، بلکه این نتیجه پیگیری منافع خودشان است. روزنامهنگاران و اقتصاددانان به وفور از این عبارت استفاده میکنند. بسیاری از مردم فکر میکنند که اسمیت به دفاع از خودخواهی صرف پرداخته است. در واقع، بنا به ادعای آتول فیتزجیبونز، یک تاریخاقتصاددان، خواننده معنای این عبارت را تنها درون متن میتواند بفهمد و تحلیلهای عمیقتر نشان میدهد که اسمیت به نکته ظریفی اشاره کرده است نه اینکه از خودخواهی صرف دفاع کرده باشد.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
علي سياح*مفاهيم «فرهنگ» و «هنر» در معناي مدرن كلمه، تنها در پايان قرن هجدهم مورد استفاده قرار گرفتند.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
تابستان گذشته فرد هاچبرگ رییس بانک صادرات-واردات آمریکا که بانک مورد حمایت دولت است، برای شرکت در سفری برای فروش کالا به جمهوری چک، به گروه کارشناسان ارشد وستینگهاوس پیوست.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
* توجه: مطالب اين ستون شديدا غيرجدي است.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب

گرچه سوسیالیستها طبیعتا گرایش دارند که نقد سوسیالیسم را کماهمیت جلوه دهند، اما آشکار است که این نقد تاکنون تاثیری سخت عمیق بر مسیر اندیشه سوسیالیستی نهاده است.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
* توجه: مطالب اين ستون شديدا غيرجدي است.فریدریش آگوست فون هایک به دو دلیل یکی از بزرگترین اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی قرن بیستم است. دلیل اولش این است که تقریبا تمام قرن بیستم را زندگی کرد، (یعنی از سال 1899 تا 1992) و دلیل دومش آنکه از لیبرالیسم کلاسیک دفاع کرد و به انتقاد از سوسیالیسم رادیکال پرداخت. البته اندیشمندان زیادی بوده اند که به دفاع از لیبرالیسم و انتقاد از سوسیالیسم پرداختهاند؛ اما در این میان تنها هایک بود که موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد و باقی آنها چندان مالی نبودند. این شد که هایک را بهعنوان نماینده موج نو لیبرالیسم میشناسند. هایک همچنین به عنوان یکی از رهبران مکتب اتریش شناخته میشود.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
* توجه: مطالب اين ستون شديدا غيرجدي است.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
* توجه: مطالب اين ستون شديدا غيرجدي است.
جان استوارت میل آدمی بود که در شماره قبلی گذاری به رشد و بلوغ فکری و جسمی او داشتیم. از این رهگذر با برخی آموزشها و فعالیتهای فکری او آشنا شدیم و مختصری هم به همکاری وی با سرکار خانم هریتهاردی تیلور اشاره کردیم.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
* توجه: مطالب اين ستون شديدا غيرجدي است.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
نمیتوان از سود و لذت سخن گفت و نام جرمی بنتام را به زبان نیاورد. نه اینکه این آقای بنتام آدم ناجوری بوده باشد، بلکه فلسفهای که داشت اینجور بود. در واقع او بیشتر یک فیلسوف و جامعهشناس بود تا اقتصاددان. اما عقاید فلسفی او در اقتصاد آنقدر فراگیر شده که او را به عنوان اندیشمند اقتصادی میشناسند. بنتام به طور کلی یک اندیشمند بود و در طول زندگی هم به جز اندیشیدن کار خاص دیگری انجام نداد. زندگینامه رسمی او در دو جلد نوشته شده است ولی از آن همه، دو یا سه پاراگرافاش بیشتر به درد ما نمیخورد. جرمی بنتام در پانزدهم فوریه 1748 در شهر لندن و در یک خانواده ثروتمند که بیشتر اعضایش وکلای دعاوی بودند به دنیا آمد. زندگی او کاملا به سبک اشراف انگلیسی سپری شد. منظور از سبک اشراف انگلیسی سبکی است که در آن زندگی به صورتی سراسر یکنواخت و ملالآور سپری میشود و از ساعت خواب و خوراک تا شکل آهار یقه و سرآستین برای سالیان متمادی در آن خانواده مشخص و معین است. حقیقتا زندگینامه یک همچون آدمی چه چیز جالبی برای گفتن میتواند داشته باشد؟
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
موري روتبارد 2ترجمه: سليمان عبدي
يكي از مباحث مهم و متنفذ امروز درخصوص آزادي از سوي سر آيزاك برلين پردازش شده است. برلين آزادي را با دو مفهوم آزادي منفي3 يعني نبود حصر و مانع بر حوزه عمل فرد در مقابل آزادي مثبت4 يا قدرت و توان تاثيرگذاري فرد بر خود و محيطش (كه چندان به آزادي ربطي ندارد) به تحليل ميكشد.تحليل سطحي برلين از آزادي منفي چندان تفاوتي با نظريات كنوني در خصوص آزادي ندارد؛ چنانچه اكنون نيز برخي آزادي را فقدان الزام فيزيكي يا تعرض به اشخاص و مالكيت تلقي ميكنند. متاسفانه اين ابهام نزد برلين موجب نوعي سردرگمي و فقدان باوري منسجم به آزادي شده است.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
علی موقر* توجه: مطالب اين ستون شديدا غيرجدي است.دیوید هیوم فیلسوف معروف تجربهگرا و فایدهگرا بود که اعتقاد داشت دانش را فقط از راه تجربه میتوان به دست آورد و این وسط هر چیز دیگری بیفایده است. او اعتقادات زیاد دیگری در زمینههای مختلف تاریخی، سیاسی، جامعهشناسی و این قسم زمینههای به درد نخور هم داشت، اما زندگی هیوم آنقدرها که به نظر میرسد، مایوسکننده نبود؛ چرا که توانست تاثیرات اساسی زیادی بر علم اقتصاد بگذارد و بعضی پدیدههای اقتصادی مانند پول و تجارت را تحلیل کند. اندیشمندان اقتصادی معتقدند که او تحلیلهای خوبی کرده است و همچنین معتقدند: او نقش بزرگی در گذار از مکتب مرکانتیلیسم و حرکت به سمت مکتب کلاسیک داشته است. این دیوید هیوم آدمی بود که در 26 آوریل 1711 در ادینبورگ اسکاتلند به دنیا آمد. مانند همه خانوادهها که آرزوهای واهی برای فرزندانشان میپرورانند، خانواده دیوید دوست داشتند که او قاضی شود و مانند تمام فرزندانی که آرزوهای خانواده خود را به باد میدهند، دیوید علاقه زیادی به ادبیات پیدا کرد. در سال 1723 به دانشگاه ادینبورگ رفت، اما بعد از سه یا چهار سال بدون آنکه مدرکی بگیرد از آنجا بیرون آمد یا به بیرون هدایت شد. وی برای کسبوکار به بریستول رفت، اما به زودی از آن هم دست کشید و به فرانسه رفت و ترجیح داد به فلسفه بپردازد. خیلی خوب است که برای آدمهایی مانند هیوم رشتهای مانند فلسفه وجود دارد که بعد از تجربه ناموفق ساير حوزهها بتوانند به آن بپردازند.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
آن روبر ژاک تورگو مانند همه بچههای لوس و بیمعنی که چنین نامهای طولانیای بر آنها میگذارند، به سال 1727 در پاریس و در یک خانواده اصیل و ثروتمند به دنیا آمد. آنها خانواده برجستهای از نورمنها بودند که سالهای زیادی در مقامات مهم حکومتی قرار داشتند و از این بابت خیلی مفتخر بودند. اما خود نورمنها از اخلاف وایکینگهایی بودند که بین قرنهای هشتم تا دهم میلادی با آن قیافههای نتراشیده، نعرهزنان به دشتهای نورماندی حمله کرده بودند و با وضعیتی که به هیچ وجه شایسته یک خانواده اصیل نبوده است در آنجا ساکن شده بودند. احتمالا خانواده تورگو از این موضوع اطلاع چندانی نداشتند وگرنه خیلی به نورمن بودن خود مفتخرنمیبودند. پدر ژاک، میشل اتین تورگو از اعضای شورای پارلمان پاریس، از مقامات بلندمرتبه قضایی، از مدیران طراز اول شهر و چندتا چیز دیگر بود. میگویند نقشه پاریس که در سال 1739 رسم شد ظاهرا از کارهایی بوده است که او در آن دخالت داشته. مادرش بانو ماگدولن فرانسوا مارتینو تورگو یک اشرافزاده معروف و یک روشنفکر بود. ژاک بعد از آنکه به بلوغ رسید مانند هر تورگوی دیگری القاب زیادی به خود اختصاص داد و راهی دانشکده سوربن پاریس شد تا الهیات بیاموزد و در کلیسا هم برای خودش لقبی اختیار کند. در دورانی که در سوربون بود در سال 1749 به ریاست سوربون هم رسید. اما به ناگهان مسیر زندگیاش را تغییر داد و در مراسم اعطای رتبههای مقدس در کلیسا حاضر نشد و در عوض تصمیم گرفت وزیر دارایی شود! بله مسلما هر کس دیگری هم به جای تورگو بود برای وزیر دارایی شدن فقط باید تصمیم میگرفت. به این ترتیب تورگو که در زمان لویی پانزدهم سمت والی استان داشت در زمان لویی شانزدهم به عنوان وزیر دارایی منصوب شد. تورگو نه تنها یک مدیر پر تلاش بود؛ بلکه علایق متنوعی هم داشت و بیشتر وقتش را به مطالعه و نوشتن نه در مقوله اقتصاد بلکه در تاریخ، ادبیات، زبانشناسی و علوم طبیعی میگذراند.این وسط مقداری هم چیزهای اقتصادی نوشت. نوشتههای اقتصادی او معمولا کوتاه و پراکنده و شتابزده بودند. تاثیرگذارترین و معروفترین اثر اقتصادی او «تاملاتی پیرامون تشکیل و توزیع ثروت» بود که در سال 1766 نوشته شد و فقط پنجاه و سه صفحه بود.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
سخن آغازین
کشور چین امروزه با داشتن سیستم اقتصادی جدیدی تحت عنوان سیستم سوسیالیسم بازار ادعای تبدیل شدن به بزرگترین قدرت اقتصادی جهان را دارد؛ به گونهای که در گزارش سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی آمده است که چین تا سال 2020 میلادی به بزرگترین اقتصاد جهانی تبدیل میشود. همچنین در گزارش بانک بینالمللی بازسازی و توسعه پیشبینی شده است تولید ناخالص داخلی چین تا 25 سال آینده بسیار بیشتر از ایالات متحده خواهد شد. چین این وضعیت امروزی خود را مدیون اصلاحات اقتصادی دنگ ژیائوپنگ است. قبل از انجام اصلاحات اقتصادی در چین این کشور به شدت عقب مانده بود و به دلیل وجود نظام ارباب-رعیتی و کمبود سرمایهگذاریهای تولیدی، بازده تولید در سطح پایینی بود و به شدت از کمبود سرمایه رنج میبرد. این مشکلات درخصوص کارآیی پایین اقتصادی و نبود ساختار انگیزشی، چین را به سوی تلفیق دو سیستم اقتصادی یعنی سوسیالیسم و سرمایهداری هدایت نمود. دنگ ژیائوپنگ(Deng Xiaoping 1904-1997) پنجمین دبیر کل حزب کمونیست چین بود که در دوره رهبری او اصلاحات معروف اقتصادی و سیاست درهای باز به اجرا درآمد که چین را تحت عنوان سیستم سوسیالیسم بازار به سوی اقتصاد بازار هدایت نمود. مدرنیزه کردن کشاورزی، صنعت، علم و تکنولوژی و ارتش و همچنین حرکت صحیح این کشور به سوی توسعهیافتگی که تا آن زمان امکانپذیر نبود، از دستاوردهای دوران حکمرانی او به شمار میرود.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
تا قرن شانزدهم اوضاع اروپا وکشورهای اروپایی طوری بود که همچنان ارزشهای سنتی بر تصمیمات فردی و اجتماعی تاثیر داشت.بعضی از افرادي که به تدریج از اندیشههای سنتی فاصله گرفته بودند، معتقد بودند که این طور خوب نیست اما آنهايي که سنتی بودند معتقد بودند که همینطوری خیلی هم خوب است. دعواهای این دو دسته در مورد اینکه حق با کدام است و کدامشان حقیقت است در همه زمینههای دینی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ادامه داشت. بعضیها مثل توماس آکوئیناس در این عرصه طوری بازی میکردند که نه سیخ بسوزد و نه کباب؛ اما این وسط بعضیها مثل مارتین لوتر هم پیدا شدند که کلا بازی را بههم زدند.این مارتین لوتر کشیشی بود که معتقد بود: اندیشههای سنتی نباید در همه امور دخالت کند. بنابراین جنبشی به راه انداخت که بعد از مدتی در همه امور دخالت کرد و اوضاع شلوغی به وجود آورد که تا به امروز هم ادامه دارد. لوتر از همه ثروتمندان خواست تا در برابر سلطه کلیسا مقاومت کنند و پولهایشان را بیشتر برای خودشان خرج کنند. ثروتمندان هم که انگار تا به آن موقع به این موضوع فکر نکرده بودند متقابلا از این نظر خوششان آمد.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
جان مینارد کینز معتقد بود که نااطمینانی موجب نوسانات در اقتصاد میشود و عامل اصلی در نوسانات را ریسکهای ناشی از نااطمینانی میدانست.این گزاره فارغ از اینکه اقتصاددانان به کینز باور داشته باشند یا نداشته باشند مورد اجماع آنها است. در واقع هر چند میتوان شوکهایی را سراغ گرفت که ناشی از نا اطمینانی نباشد و روی بازار تاثیر بگذارد، مانند کاهش بارندگی که موجب شوک منفی در عرضه اغلب محصولات کشاورزی میشود، اما بیشتر شوکها از طریق کانال انتظارات و ناشی از نااطمینانی است. شوکهای خیرهکنندهای نیز که طی چند سال گذشته نه تنها بازارهای مختلف که کل اقتصاد ما را تحتالشعاع قرار دادهاند، ناشی از همین مساله است. شاید برای کارشناسان فهم گزاره بالا آسان باشد، اما برای بسیاری نوسانات نه ناشی از نااطمینانی بل به خاطر دستهای ناپیدایی است که به دنبال سود خویش بازار را به هم میزنند و نفع آنان به زیان مردم تمام میشود.
موضوعات مرتبط: مکاتب اقتصادی
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.