لینک های وب

۱. تحولات ژئوپلیتیک و تشدید هزینه‌های امنیتی و اقتصادی

منطقه پس از اکتبر ۲۰۲۳ شاهد تغییر پارادایم اساسی بوده است. روند عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل متوقف شده و فضای امنیتی به سمت چندقطبی‌شدن و رقابت بازیگران محلی پیش رفته است. این تحول دو تأثیر عمده بر اقتصاد ایران دارد:

  • افزایش هزینه‌های منطقهای: استراتژی «دفاع پیشرو» ایران که مبتنی بر شبکهای از متحدان و گروه‌های مقاومت است، برای حفظ بازدارندگی در این محیط جدید، نیازمند تخصیص منابع بیشتر است.

  • آزمایش تاب‌آوری اقتصادی: درگیری‌های مستقیم‌تر و تهدیدهای فزاینده، توانایی اقتصاد برای تحمل شوک‌های اضافی را می‌آزماید. یک بحران امنیتی تمام‌عیار می‌تواند با مختل کردن تجارت، سرمایه‌گذاری و ثبات کلان اقتصادی، فشار موجود بر معیشت مردم را به شدت افزایش دهد.

۲. مکانیزم‌های انتقال تأثیرات منفی به اقتصاد ایران

تحولات منطقه از مسیرهای مختلف، فشار اقتصادی بر ایران را تشدید می‌کند.

۲.۱ تشدید کاربرد تحریم به عنوان ابزار فشار

رهیافت غرب (به ویژه آمریکا) نسبت به ایران، عمدتاً بر تضعیف بنیه‌های اقتصادی و مدیریت از راه دور («کنترل از راه دور») از طریق متحدان منطقهای مانند اسرائیل و عربستان متمرکز است. سناریوی فعال‌سازی «بازگشت سریع» تحریم‌های سازمان ملل می‌تواند یک شوک ساختاری جدید ایجاد کند. مدل‌های اقتصادی پیش‌بینی می‌کنند چنین سناریویی می‌تواند تورم را به بالای ۷۵٪ برساند، ارزش ریال را به شدت کاهش دهد و نرخ بیکاری را از ۱۴٪ فراتر ببرد.

۲.۲ تأثیر مستقیم بر ساختار اجتماعی و نیروی کار

تحریم‌های گسترده بیشترین فشار را بر طبقه متوسط ایران وارد کرده است. تحقیقات نشان می‌دهد در صورت نبود تحریم‌ها، اندازه طبقه متوسط ایران تا سال ۲۰۱۹ می‌توانست ۲۸٪ بزرگ‌تر باشد. کوچک شدن این طبقه که موتور محرک اصلاحات، کارآفرینی و ثبات اجتماعی است، پیامدهای بلندمدت جدی برای اقتصاد دارد. تورم بالای مزمن (۴۲.۴٪ بر اساس آمار صندوق بین‌المللی پول) و کاهش قدرت خرید، شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کرده است.

۲.۳ محدودیت‌های زیرساختی و بلندمدت

بحران‌های منطقه‌ای و انزوای بین‌المللی، مشکلات ساختاری دیرینه اقتصاد ایران را تشدید می‌کند. این اقتصاد با چالش‌هایی مانند ذهنیت تجاری کوتاه‌مدت، ضعف حاکمیت قانون، فساد و نبود شفافیت روبروست که جذب سرمایه‌گذاری مولد و توسعه صنعتی پایدار را دشوار می‌سازد. تنش‌های منطقه‌ای، تمرکز بر حل این مشکلات ریشهای را更难 می‌کند.

۳. راهبردهای تطبیق و تاب‌آوری اقتصاد ایران

در مواجهه با این فشارها، اقتصاد ایران مکانیزم‌های انطباقی متعددی را به کار گرفته است که در تاب‌آوری نسبی آن نقش داشته‌اند. جدول زیر مهم‌ترین این راهبردها را در برابر چالش‌های اصلی خلاصه می‌کند:

چالش اصلیراهبرد تطبیقی ایراننمود عینی و اثربخشی
تحریم صادرات نفت و قطع درآمد ارزیتنوع بخشی به صادرات غیرنفتی رشد سهم صادرات پتروشیمی، فولاد و کالاهای صنعتی؛ حفظ جایگاه در میان ۱۰ تولیدکننده برتر فولاد جهان.
محاصره مالی و بانکی ایجاد شبکه‌های مالی و تجاری جایگزین استفاده از صرافی‌ها، شرکت‌های پوششی و ناوگان حمل‌ونقل ویژه («ناوگان ارواح») برای دور زدن تحریم‌ها.
انزوای دیپلماتیک و محدودیت بازارچرخش به شرق و همسایگی عضویت در پیمان شانگهای و بریکس؛ افزایش تجارت با عراق، ترکیه، روسیه و چین.
وابستگی بودجه به نفت کاهش اجباری اتکا به درآمدهای نفتیبودجه دولت به‌ناچار به سمت درآمدهای مالیاتی و صادرات غیرنفتی تعدیل یافته است.

۳.۱ دیپلماسی اقتصادی و روابط با شرق

ایران با چرخش استراتژیک به سمت شرق، تا حدی از فشار تحریم‌های غرب کاسته است. گسترش روابط با چین (از طریق سند همکاری ۲۵ ساله) و روسیه، و همچنین افزایش مبادلات با همسایگان، جریان درآمد ارزی را حفظ کرده است. این روابط برای چین نیز به دلیل نیاز پایدار به انرژی و جایگاه ایران در ابتکار کمربند و راه حائز اهمیت است.

۳.۲ کاهش آسیب‌پذیری‌های کلان

یکی از نقاط قوت غیرمنتظره اقتصاد ایران در این بحران، سطح بسیار پایین بدهی خارجی است. به دلیل محرومیت طولانی‌مدت از بازارهای مالی بین‌المللی، نسبت بدهی خارجی به تولید ناخالص داخلی ایران نزدیک به صفر است که آن را در برابر شوک‌های ارزی آسیب‌ناپذیرتر می‌سازد.

۴. سناریوهای آتی و جمع‌بندی

آینده تأثیر تحولات غرب آسیا بر اقتصاد ایران به تعامل چند عامل بستگی دارد:

  • تداوم تنش‌ها: تداوم یا تشدید ناامنی‌های منطقه‌ای، هزینه‌های امنیتی را افزایش داده و می‌تواند به شوک‌های پیش‌بینینشده (مانند قطع تجارت یا آسیب به زیرساخت‌ها) بینجامد.

  • اثربخشی راهبردهای تطبیقی: موفقیت در حفظ و گسترش بازارهای جدید و شبکه‌های مالی غیررسمی برای تاب‌آوری بلندمدت حیاتی است.

  • تحولات داخلی: توانایی سیستم حکمرانی ایران در حل مشکلات ساختاری اقتصاد (فساد، ناکارآمدی، محیط نامساعد کسب‌وکار) تعیین‌کننده خواهد بود.

جمع‌بندی نهایی: اقتصاد ایران در یک معمای پیچیده قرار دارد. از یک سو، تحولات پرتنش غرب آسیا از طریق تشدید تحریم‌ها، افزایش ریسک و اختلال در روابط اقتصادی، فشارهای موجود را مضاعف می‌کند و طبقه متوسط و بخش مولد را تحلیل می‌برد. از سوی دیگر، همین فشارها، انگیزه‌هایی قوی برای تطبیق، خوداتکایی و یافتن شرکای جدید ایجاد کرده‌اند. نتیجه نهایی این تقابل، نه فروپاشی کامل و نه رونق پایدار، بلکه ادامه رشد معیوب و پرچالش در حاشیه اقتصاد جهانی است. تاب‌آوری اقتصاد ایران در کوتاه‌مدت قابل توجه بوده، اما پایداری این مدل در بلندمدت، مشروط به کاهش تنش‌های خارجی و انجام اصلاحات داخلی جدی است.


موضوعات مرتبط: اقتصاد ، اقتصاد سیاسی ، اقتصاد بین الملل ، اقتصاد دفاعی ، اقتصادو مدیریت ، مدیریت

تاريخ : دوشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۴ | 9:18 | نویسنده : سیدوفا مشکوة |