
دکترای اقتصاد و مدیریت
محقق و مدرس دانشگاه
بااین همه، اکثر افراد در پاسخ بهاین سوال که «چه چیز باعث خوشحالی شما ميشود؟» عموما پول را در رتبه بالایی قرار نميدهند.
![]() |
طبق گفتههای استوارت فریدمن از اساتید مدیریت دانشگاه وارتون، به طور کلی
پاسخ دهندگان بهاین گونه نظرسنجیها در اکثر مواقع مواردی از قبیل داشتن
روابط دوستانه در سطح بالا با دوستان و خانواده، اثر مثبتی بر جهان
گذاشتن، تخصیص زمان به خود برای بازپروری و به خود رسیدن را بر میشمارند.
فریدمن
که تحقیقاتش متمرکز روی نقاط مشترک رفتار سازمانی، کار و زندگی است،
مدرس کلاسی در زمینه رهبری است که حاصل آن یک ماموریت دوساله در فورد شده
است. دراین کلاس او تمریناتی را به شاگردانش میدهد که آنها را قادر به
شناسایی ارزشهای اصلی خود و شناسایی چیزیهایی که در نظر آنها حائز
بیشترین اهمیت میباشد، میکند و سپس به آنها کمک ميکند تا راههایی را
برای مدیریت شغل، خانواده و تعهدات اجتماعی خود در راستای تطابق هرچه بیشتر
زندگی با ارزشهای فردی بیابند.
او اضافه میکند «نتایجی را که افراد
دنبال میکنند ارتباط زیادی با رفاه و خوشنودی آنها دارد.» وی معتقد است:
«افراد میخواهند مشارکت بیشتری در تبدیل دنیا به محیطی مناسبتر و
امنتر برای زندگی داشته باشند، اینامر مستلزم درک صحیح آنها از این
مفاهیم میباشد.» داینر از محققان ارشد در موسسه گالوپ دراین زمینه
ميافزاید که مساله، نحوه تعریف افراد از شادکامي است. نظر سنجی
بینالمللی که از ۱۳۶۰۰۰ نفر از۱۳۲ کشور توسط موسسه گالوپ به عمل آمد
شامل سوالاتی در زمینه شادکامي و درآمد ميشد.
دراین نظرسنجی از
شرکتکنندگان سوالاتی در زمینه درآمد و استاندارد زندگی، آیا نیازهای
اولیه آنها در زمینه خوراک و مسکن برآورده شده، میزان آسایش آنها در حال
حاضر و اینکه تا چه میزان نیازهای روانی آنها برآورد شده است، به عمل آمده
است. دراین نظرسنجی یک ارزیابی جهانی از سطح زندگی گنجانده شده بود که
در آن از شرکتکنندگان خواسته شده تا به سطح زندگی خودامتیاز دهند که بازه
آن از صفر (بدترین زندگی قابل تصور) تا ده ( بهترین زندگی قابل تصور)
تعیین شده بود. دراین نظر سنجی همچنین از شرکتکنندگان سوال شده بود که
آیا احساس احترام میکنند، آیا آنها خانواده یا دوستانی دارند که بتوانند
در سختیها روی آنها حساب کنند و اینکه تا چه میزان در انتخاب کارهای
روزانه خود احساس آزادی ميکنند.
نظرسنجی حاکی از این بود؛ رضایت از
زندگی معمولا با درآمد افزایش پیدا ميکند، اما الزاما منتج به احساس رضایت
روزانه نميشود. داینر دراین زمینه ميگوید «در نگاه به رضایت از زندگی-
وقتی عقبایستاده و در مورد زندگی خود قضاوت ميکنید- احتمالا ميگویید،
در کل زندگی خوبی دارید: من ازدواج کردهام، دارای شغل هستم و در سلامت
جسمانی بهسر ميبرم. بر اساس نتایج همین نظرسنجی شما ميتوانید رابطه
محکمي را بین درآمد فردی و ملی و شادکامي در مقیاس بینالمللی مشاهده
کنید.» داینر اضافه میکند: «از سوی دیگر، وقتی به لذت از زندگی یا
شادیهای گاه به گاه نگاه ميکنید - آیا شما واقعا از شغل خود لذت
ميبرید؟ آیا چیزهای جدیدی یاد ميگیرید؟ آیا وقتتان را با دوستان خود
سپری ميکنید؟ در واقع رابطه بسیار کوچکی را با ثروت مشاهده ميکنید. در
عوض موارد فوق الذکر ارتباط محکميبا سایر فاکتورها دارند، بعنوان نمونه
احساس احترام، دارای استقلال بودن و حمایت اجتماعی و اشتغال در مشاغل
رضایتبخش را ميتوان در زمرهاین فاکتورها قرار داد.»
طبق گفته داینر
«مشکل آرمانگرایی جاهطلبانه» را ميتوان یکی از موانع شادکامي برشمرد، که
البته به عنوان مادهگرایی قدیمينیز شناخته ميشود. «زیاده خواهی آنقدر
سریع رشد ميکند که افراد نسبت به میزان درآمدی که بهدست ميآورند احساس
سرخوردگی ميکنند زیرا همیشه میل به بیشتر به دست آوردن وجود دارد.» داینر
ميافزاید: «ما هر روز در فیلمها و سریالهای تلویزیونی شاهد افرادی هستیم
که درآمد بسیار بالایی دارند و قایق تفریحی 20 میلیون دلاری ميخرند.این
مساله در سرتاسر جهان فراگیرميباشد، همین نظرسنجی به ما ميگوید که در
کشورهای در حال توسعه افراد بیشتر دارای تلویزيون در خانههای خود هستند
تا اینکه دارای آب لولهکشی باشند. به بیان دیگر، رسانهها موجب رشد سریع
زیادهخواهی در انسانها شدهاند.»
او همچنیناین مطلب را بیان ميکند
که مساله دیگراین است که افراد چگونه کسب ثروت مينمایند، آنها چگونه آن
را خرج ميکنند و چگونه وقت خود را سپری مينمایند. «اگر شما درآمد خود را
به واسطه اشتغال به عنوان وکیل در یک شرکت بزرگ به دست ميآورید که برای آن
مجبور به 80 ساعت کار در هفته ميباشید، پس احتمالا شما اغلب خسته هستید.
شما مجبورید ساعات طولانی کار کنید و همچنین مجبورید زمانی را صرف رفت و
آمد بین محل کار و منزل خود کنید، پس دیگر وقت چندانی در زندگی شما برای
انجام کارهای دیگر به جز کار کردن نمیماند و شما احتمالا درآمد خود را صرف
پرستار بچه، نظافتچی و تمام چیزهایی که موجب ميشود تا زندگی شما سرپا
باقی بماند ميکنید، نه چیزهایی که واقعا موجب خوشحالی شما ميشود.
زمان در ذهن شما
کیسی
موگیلنر یکی از اساتید بازاریابی در دانشگاه وارتون روی این موضوع به دقت
کار ميکند. تحقیقات وی روی رابطه بین زمان و شادی متمرکز ميباشد و این
امر را بررسی ميکند که چگونه تصمیم فرد در فکر کردن بر مبنای زمان- و نه
بر مبنای پول- میتواند بر نحوه سپری کردن زمان وی به نحوی مفرحتر
تاثیرگذار باشد.
موگیلنر در یک سری آزمایشها به تحلیل اینکه چه اتفاقی
رخ میدهد هنگامی که شرکتکنندگان حتی به صورت آنی یا ناخودآگاه به زمان
فکر ميکنند و اینکه آیا این تاثیری بر رفتار و شادمانی آنها داشته است
یا خیر، ميپردازد. اولین آزمایش به صورت آنلاین صورت پذیرفت. در این
آزمایش به شرکتکنندگان کلمات بههم ریخته داده ميشد که ترکیبی از کلمات
مرتبط با زمان، ثروت یا کلمات خنثی وجود داشت و از آنها خواسته شد تا در
عرض سه دقیقه به هر تعداد که ميتوانند با این کلمات جمله بسازند. (آن
دسته از افرادی که به کلمات مرتبط با زمان علاقه نشان دادند عباراتی داده
شد که در آنها کلماتی از قبیل «ساعت»، «روز»، «زمانسنج» به کار رفته بود،
در حالی که به آن دسته افرادی که علاقهمند به لغات مرتبط با ثروت بودند
کلماتی از قبیل «ثروت»، «قیمت»، «پول نقد» داده شده بود.)
سپس از
شرکتکنندگان خواسته شد تا یک پرسشنامه با سوالات به ظاهر بیارتباط در
مورد اینکه برنامه آنها برای سپری کردن ۲۴ ساعت آینده چیست و اینکه
میزان مفرح بودن هریک از این فعالیتها را درجه بندی نمایند، تکمیل
نمایند. آن دسته از افرادی که به کلمات مرتبط با زمان علاقه نشان داده
بودند اظهار داشتند که بیشتر وقت خود را صرف فعالیتهای اجتماعی با خانواده
و دوستان خواهند کرد و همچنین درگیر روابط و فعالیتهای دوستانهای
میشوند که شادی بیشتری را برایشان به همراه داشته باشد. حال آنکه افراد
علاقهمند به کلمات مرتبط با ثروت اظهار داشتند زمان خود را صرف کار کردن
یا تردد کردن یا فعالیتهایی که با کمترین میزان شادی همراه ميباشد خواهند
کرد.
آزمایش دوم در یک کافه محبوب در میان دانشجویان برگزار شد. در
این آزمایش به دانشجویان در هنگام ورود به کافه همان کلمات بههم ریخته
داده شد که ترکیبی از کلمات مرتبط با زمان، ثروت و کلمات خنثی بود. سپس از
آنها خواسته شد به فعالیتهای عادی خود ادامه دهند. یک محقق بطور ناشناس
در میان آنها در کافه حضور داشت که رفتار آنها را مورد مشاهده قرار ميداد و
به دنبال این مطلب بود که ببیند که آیا آنها مکالمه تلفنی میکنند،
پیامک ميفرستند و با افراد درون کافه صحبت میکنند یا با رایانه خود کار
میکنند یا به مطالعه درسی ميپردازند.
موگیلنر اظهار ميکند که
همانند آزمایش اول آن دسته از افرادی که به کلمات مرتبط با زمان علاقه نشان
داده بودند بیشتر به فعالیتهای اجتماعی پرداختند، حال آنکه افراد
علاقهمند به کلمات مرتبط با ثروت بیشتر به کار کردن ميپردازند. زمانی که
دانشجویان کافه را ترک ميکردند از آنها خواسته شد میزان شادی خود را در آن
لحظه مورد ارزیابی قرار دهند، آن دسته که بیشتر وقت خود را صرف فعالیتهای
اجتماعی کرده بودند شادتر از دستهای بودند که بیشتر زمان خود را صرف کار
کردن کرده بودند. نتایج این تحقیق در قالب یک مقاله در ژورنال علوم
روانشناسی با عنوان «در جستوجوی شادکامی: زمان، ثروت و ارتباطات اجتماعی»
به چاپ رسیده است.
نتیجه منطقی این است که همه ما نیازمند آن هستیم که
بیشتر به فعالیتهای اجتماعی با دوستان و آنهایی که دوستشان داریم
بپردازیم تا شادتر باشیم، درست است؟ نه الزاما، به گفته موگیلنر: «من
نميگویم که افراد باید دست از کار کردن بر دارند. کار منشا عظیمياز رضایت
شخصی برای بسیاری از افراد ميباشد.» وی ادامه میدهد: «اما تحقیقات من
نشان ميدهند روابط خانوادگی و اجتماعی ارزش توجه و ترویج را علاوه بر شغل
یک فرد دارند. در حاشیه یک روز وقتی شما به این فکر ميکنید که یک ساعت
اضافه ماندن در محل کار را در مقابل به خانه رفتن و سپری کردن آن زمان با
خانواده یا جمع شدن دور هم با دوستان خود در بیرون قرار دهید احتمالا شما
گزینه دوم را انتخاب ميکنید که شادی بیشتری را برایتان به ارمغان
ميآورد.»
موضوعات مرتبط: اقتصاد
.: Weblog Themes By Pichak :.
