
دکترای اقتصاد و مدیریت
محقق و مدرس دانشگاه
مقدمه
صنایع تبدیلی و تکمیلی به عنوان حلقه اتصال بخش کشاورزی و صنعت، نقشی محوری در افزایش ارزش افزوده، کاهش ضایعات (که در ایران به ۲۵-۳۰ درصد میرسد)، ایجاد اشتغال و تضمین امنیت غذایی ایفا میکنند. با این وجود، علیرغم تاکید قوانین بالادستی مانند قانون برنامه هفتم توسعه بر رشد سالانه ۱۵ درصدی سهم ارزش افزوده فرآوری ، این صنایع در ایران با توسعه نیافتگی مواجه هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل ریشهای موانع توسعه این صنایع در نقاط مختلف کشور، با ادغام یافتههای پژوهشهای منطقهای انجام میشود. سوال اصلی آن است که چه عواملی به صورت سیستماتیک مانع از ایجاد ارزش افزوده بالا در زنجیره تولیدات کشاورزی ایران و تداوم خامفروشی میشوند؟
مروری بر ادبیات موضوع
مطالعات متعددی به بررسی صنایع تبدیلی در ایران پرداختهاند که عمدتاً ماهیتی منطقهای دارند. برای نمونه، مطالعهای در استان فارس با روش SWOT، ۳۸ نقطه ضعف درونی و ۵ تهدید بیرونی را شناسایی کرده و راهبرد رقابتی را پیشنهاد داده است . در مقابل، پژوهشی در استان خوزستان با همین روش، وضعیت نامناسب (امتیاز کمتر از میانه) این صنایع را تایید و بر آمایش سرزمینی به عنوان اولویت نخست تاکید کرده است . پژوهشهای کمی در شهرستان فریدن مشکلات را در پنج دسته اقتصادی، تولیدی، ساختاری، محیطی و زیرساختی رتبهبندی کردهاند . همچنین، یک مطالعه کیفی در شهرستان کامیاران با روش نظریه بنیانی، به کاوش عمیقتر در "چرایی" این توسعهنیافتگی پرداخته است . این مقاله با ترکیب این یافتههای پراکنده، به ارائه تصویری کلاننگر و نظاممند از مسئله میپردازد.
روش شناسی
این پژوهش از نوع تلفیقی-تحلیلی است و با روش فراترکیب (Synthesis)، دادههای کیفی و کمی چندین مطالعه معتبر را ادغام و تحلیل میکند. جامعه آماری مورد بازتحلیل، متشکل از نمونههای وسیعی از ذینفعان (شامل خبرگان، مدیران، کشاورزان و سرمایهگذاران) در مناطق مختلف جغرافیایی ایران است که در مطالعات پایه مورد بررسی قرار گرفتهاند. چارچوب تحلیلی این مقاله، مبتنی بر ترکیب یافتههای حاصل از روشهای SWOT، تحلیل عاملی تأییدی و کدگذاری نظریه بنیانی ارائهشده در مقالات مرجع است تا هم عمق و هم وسعت مسئله را پوشش دهد.
یافتهها و تحلیل
موانع توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی که مستقیماً بر کاهش ارزش افزوده و تداوم خامفروشی تاثیر میگذارند، در قالب چهار محور اصلی قابل طبقهبندی هستند:
1. موانع اقتصادی و مالی
این دسته، مهمترین و بااثرترین مانع شناسایی شده است.
سرمایهگذاری اولیه و تداوم هزینهها: نیاز به سرمایه زیاد برای احداث و بهروزرسانی، همراه با مشکلات تامین مالی و دسترسی به تسهیلات کمبهره، مانع اصلی ورود و بقای واحدهاست .
ریسکپذیری پایین و ضعف بازده اقتصادی: عدم تمایل به سرمایهگذاری در بخش تولید به دلیل ریسک بالا و بازده نامطمئن، به خصوص در مناطق کمترتوسعهیافته رواج دارد .
2. موانع مدیریتی، ساختاری و زیرساختی
ضعف در زنجیره تأمین و برنامهریزی: الگوی کشت نامناسب و پراکندگی محصولات، تامین مواد اولیه پایدار و باکیفیت را برای واحدهای فرآوری دشوار میکند . فرسودگی ماشینآلات و ضعف زنجیره سرد نیز از مشکلات زیرساختی هستند .
مشکلات مدیریت داخلی واحدها: نبود توانایی فنی و مدیریتی مناسب در بهرهبرداران و ضعف در مدیریت بازاریابی از چالشهای داخلی این صنایع است .
3. موانع سیاستگذاری، قانونی و حمایتی
ضعف حمایتهای دولتی و ناهماهنگی سازمانی: حمایت ناکافی و ناپایدار نهادهای ذیربط و نبود قوانین و سیاستهای حمایتی کارآمد به عنوان مانعی کلیدی گزارش شده است .
بروکراسی اداری و مشکلات صدور مجوز: کاغذباری و فرآیندهای طولانی و پیچیده اداری برای دریافت مجوزهای لازم، انگیزه سرمایهگذاران را تضعیف میکند .
4. موانع مربوط به بازار و فناوری
عدم شناخت بازار و ضعف در صادرات: ضعف در بازاریابی و شناسایی بازارهای هدف، به ویژه برای محصولات فرآوریشده، از موانع اصلی فروش است . بیشاز ۷۰ درصد صادرات کشاورزی ایران به صورت خام به کشورهای همسایه است.
فقدان نوآوری و فناوری: توسعه نیافتگی فناوری و نوآوری و عدم استفاده از توان متخصصان داخلی، رقابتپذیری محصولات را کاهش میدهد .
بحث و نتیجهگیری
یافتهها حاکی از آن است که توسعه نیافتگی صنایع تبدیلی در ایران پدیدهای چندبعدی و سیستماتیک است. این چالشها در یک چرخه معیوب قرار دارند: عدم حمایت و تامین مالی منجر به ضعف فناوری و مدیریت میشود که نتیجه آن تولید محصولی غیررقابتی است و این نیز به نوبه خود انگیزه سرمایهگذاری و حمایت را بیشتر کاهش میدهد. خروج از این چرخه و حرکت به سمت افزایش ارزش افزوده و کاهش خامفروشی نیازمند اجرای راهبردهای هماهنگ است:
راهبردهای کلان و سیاستی: اولویتبندی و اجرای کامل آمایش سرزمینی صنایع تبدیلی متناسب با الگوی کشت هر منطقه ، اصلاح و تسهیل قوانین گمرکی و حمایتی، و تخصیص تسهیلات کمبهره بلندمدت.
راهبردهای عملیاتی و توسعهای: تشکیل و تقویت تعاونیهای تولید و فرآوری برای تجمیع سرمایه و قدرت چانهزنی کشاورزان، توسعه شرکتهای دانشبنیان برای ورود فناوری و نوآوری ، و آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی در تمام حلقههای زنجیره.
تحقق این راهبردها میتواند سهم ارزش افزوده بخش فرآوری را به صورت محسوسی افزایش داده، از هدررفت منابع ملی جلوگیری کند و به توسعه پایدار روستایی، ایجاد اشتغال و تامین امنیت غذایی بینجامد.
منابع
شکوهی، ز. و همکاران. (1398). راهبردهای توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی محصولات باغبانی استان فارس، ایران. مجله پژوهشهای راهبردی در علوم کشاورزی و منابع طبیعی.
فاطمیان، ح. (1403). صنایع تبدیلی کشاورزی محور اصلی افزایش ارزش افزوده. پایگاه خبری ایانا.
اقبالی، ج. و همکاران. (1397). بررسی مشکلات گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی در شهرستان فریدن. فصلنامه پژوهشهای روستایی.
موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی. (بیتا). برنامه ارتقا ارزش افزوده با توسعه صنایع تبدیلی کشاورزی.
شبکه اطلاعات کشاورزی (ایرینت). (بیتا). صنایع تبدیلی در کشاورزی.
رواقی، م. و همکاران. (1400). عوامل پیش برنده و بازدارنده ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی کشاورزی در استان خوزستان. مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه.
محمدی، ی. و عزیزی، م. (1401). تحلیل چرایی توسعه نیافتگی صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی در شهرستان کامیاران. فصلنامه پژوهشهای روستایی.
موضوعات مرتبط: اقتصاد ، اقتصاد سیاسی ، اقتصاد و سلامت ، آموزش و اقتصاد ، مدیریت ، اقتصاد بین الملل ، اقتصادو مدیریت
.: Weblog Themes By Pichak :.