
دکترای اقتصاد و مدیریت
محقق و مدرس دانشگاه
هنگام بررسی گرایشهاي فکری فعال در حوزه اقتصاد به اقتصاد اسلامی که ميرسیم، یک سری انتقادها همواره مطرح ميشود و آن این است که اقتصاد اسلامی در تصمیمهاي اقتصادی کشور نقش موثری نداشته است. به عنوان یک روحانی نظرتان درباره اقتصاد اسلامی چیست؟
![]() |
اساسا خود اقتصاد یک حقیقت واحده است. نميتوان گفت اقتصاد اسلامی یا اقتصاد نظام سوسیالیستی یا نظام سرمایهداری یا گرایشهاي دیگری که در اقتصاد وجود دارد، بهتر است بگوییم نظام اقتصادی. حال سوال را ميشود دوباره به این شکل پرسید که نظام اقتصادی اسلام بر چه محوری استوار است؟ آیا نظام اقتصاد اسلام براساس اقتصاد آزاد است یا براساس حکومتها و دولتهاست؟ آیا دولتها باید اقتصاد را به دست بگیرند و افراد دخالتی در نظام اقتصادی نداشته باشند؟ برای پاسخ به این سوال باید به طور دقیق آنچه اجرایی ميشود را مورد بررسی قرار داد.
اقتصاد آنچه را که دولت تعیین کرده اجرا ميکند. تئوریها و قوانین در اختیار دولت است. اگر با این دید به اقتصاد کشور نگاه کنیم شاید بتوان گفت که شباهت به اقتصاد سوسیالیستی دارد.
اما اقتصاد آزاد به اين معنا که دولتها هیچ دخالتی ندارند و افراد آزاد هستند، در اقتصاد ما پیاده نميشود. چرا که اساس نظام سرمایه داری بیتوجهی به گروه بزرگی از جامعه است. در نظام سرمایهداری، ممکن است افرادی مثل قارچ رشد کنند و طبقهای هم محروم شود. درحالی که اسلام حد وسطی بین نظام سوسیالیستی و نظام سرمایهداری است. اسلام در نظام اقتصادیاش بر این عقیده است که هرکس مالک کار خود است. قرآن ميفرماید: لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى. آنچه که انسان سعی و کوشش کند، مربوط به خودش است نه اینکه انسان کوشش کند و دیگری بهره ببرد، مثل نظام بردهداری. اساس نظام اسلام درپرتو عدالت اجتماعی و اخلاق است.
اگر کسی زحمت کشیده و اختراعاتی کرده با کسی که درس نخوانده نباید مثل نظام سوسیالیستی برابر باشد، این خلاف عدالت اجتماعی در اسلام است. اسلام توصیه ميکند که رحم و مروت باید باشد، اما اینکه بیاییم همه را در این چارچوب ببینیم که به مقدار حاجت داده شود، طبق نظام اقتصادی اسلام نیست. این برخلاف عدالت اجتماعی است. فضیلت تابع ارزش افراد است. ارزش واقعی افراد هم دانش آنهاست ونه پول و مقام. به مقدار دانشی که انسان دارد، ارزش دارد. قرآن ميفرماید: «هل يستوي الذين يعلمونوالذين لا يعلمون» آیا آن کسی که دانشمند است با کسی که جاهل است،یکی است. عقل سلیم هم در اینجا فرق ميگذارد.
نظام اقتصادی اسلام در پرتو عدالت اجتماعی واخلاق است. اخلاق دانش منجیات و مهلکات است. انسانی که حتی معتقد به دین نباشد، فطرت او و عقلانیت او حکم ميکند که با کسی که دانشمند است و خدمت به بشریت کرده و رشد علمی داشته است و فردی که هیچ رشد علمی ندارد، یکسان برخورد نشود.
برخی از احکام نظام اقتصادی شباهت زیادی با برخی از احکام سوسیالیستی دارد،مهمترین تفاوت بین نظام اقتصادی اسلام با نظام سوسیالیستی در چیست؟
نظام اقتصادی سوسیالیستی ارزشهای ذاتی را نميبيند و فقط به نیازها ميپردازد .درمقابل نظام سرمایهداری نیز براساس بی عدالتی و بی اخلاقی است.کسی که مثل قارچ رشد کند و میلیاردها سوءاستفاده کند، هیچگاه با اصول نظام اقتصادی اسلام همخوانی ندارد. البته من نميگویم جامعه بیطبقه باشد. طبقات امری قهری است. طبقات دانایان با طبقات نادانان یکی نیستند.
کسی را ميبینید کار و تلاش ميکند و کارشان مولد پول است. هم خدمت به مردم میکند و هم مولد است. هیچ گاه اسلام حکم نکرده که مثلا جراحانی که با انجام عمل جراحی روزانه جان افراد زیادی را نجات ميدهند با کسانی که تحصیلاتی ندارند، در یک جایگاه قرار بگیرند.
یا فردی که در دانشگاه پروفسور است که دانشجویان زیادی را تربیت ميکند، عدالت اجتماعی حکم ميکند که برای آنها ارزش بیشتری قائل شویم. اما در همه حالات اسلام توصیه ميکند که محروم در جامعه نباشد، تعاون باشد مساوات وبرابری باشد. کسی نباید گرسنه باشد. این از اساس اصول نظام اقتصادی اسلام است.
اسلام توصیه ميکند که اگر کسی تا 40 خانه اطراف او بیشام بخوابد، او مسوول است. نظام اقتصادی اسلام، هم عدالت را ميگوید و هم اخلاقیات. اگر نظام اقتصادی اسلام کاملا اجرایی شود، هم علم را ترویج ميکنیم و هم ارزشها را در حالی که نظام اقتصادی سوسیالیستی از بین بردن دانش است. در نظام سرمایهداری هم ميبینید یک گروه خاصی میلیاردر ميشوند و گروهی گرسنه هستند. در همین آمریکا افرادی هستند که گرسنه و کنار خیابان ميخوابند و گروهی هم بسیار پولدارند. این نظام فاسد است چون در آن بیعدالتی وجود دارد. جامعهای که براساس عدالت اجتماعی نباشد، محکوم است.
اگر این دو اصل کاملا مراعات شود، جامعه ایدهآلی داریم در عین حال که دارندگان ارزشها را تقویت کرده ایم و درهمان حال هم کسی را گرسنه و بینوا نگذاشتهایم. میتوانیم یک طبقه محروم را جزو طبقات توانا کنیم. در اسلام مثلا زکات توصیه شده است. زکات مال و فطره. زکات امروز دیگر در غلات اربعه و انعام ثلاثه نیست. امروز مصادیق عوض شده است. براساس نظرحضرت امام (ره) که عنصر زمان و مکان در اجتهاد تاثیر دارد، امروز باید اجتهاد کرد که آیا زکات فقط راجع به شتر و گوسفند و گاو است یا خیر. کشورهایی هستند که صادرات ماهی، مرغ، شترمرغ یا برنج است. نمیتوان حکم آنها را در زکات در غلات اربعه خلاصه کرد.می توان کاملا مساله زکات را توسعه داد. اگر مساله زکات توسعه داده شود، به اعتقاد من فقیری در جامعه اسلامی باقی نميماند.
مهمترین اصلی که در نظام اقتصادی اسلام با سایر مکاتب تفاوت ماهوی دارد، کدام است؟
عدالت و اخلاق. در نظام اسلامی مسائلی تعبیه شده است که ریشه فقر را ميخشکاند. کشورهای سرمایهداری چنین اصلی را در اقتصادشان ندارند. به همین دلیل است که فاصله طبقاتی بسیار است. اسلام این شیوه اداره اقتصاد را قبول ندارد، اسلام ميخواهد که همه مردم در پرتو عدالت اجتماعی و رفاه باشند. بنابراین به عقیده من بهترین نظام اقتصادی، نظام اقتصادی اسلام است که متاسفانه نه تنها در کشور ما بلکه در هیچ کجا پیاده نشده است. امام رحمتالله علیه بسیار سعی داشت که این نظام اجرایی شود. مسوولان کشور باید دنبال پیاده کردن این نظام باشند. باید قوانین اقتصادی کشور به گونهای تدوین شود که این قوانین خود پشتوانه عدالت اجتماعی و اخلاق در جامعه شوند. اگر نظام اقتصادی کشور در پرتو این دو اصل باشد، هرگز شاهد بی عدالتیها نخواهید بود.متاسفانه در همین نظام اقتصادی کشور ما یک عده گرسنهاند و گروهی نميدانند با پولهایشان چکار کنند، در بانکهای خارج بگذارند یا جای دیگری خرج کنند. این با وضع، هرگز با نظام اقتصادی اسلام سازش ندارد.
شما فرمودید که نظام اقتصادی اسلام پیاده نشده و فرمودید که نظام اقتصادی باید داشته باشیم. در سه دهه گذشته سعی شده که قوانین کشور بر مبنای نظام اقتصادی اسلام تدوین شود که مهمترین آنها قانون اساسی است، درحالی که مدافعان اقتصاد اسلامی معتقدند که اقتصاد اسلامی اجرایی نشده است. به نظر شما آیا باید به دنبال علمی برویم که منطبق بر نظام اقتصادی اسلام باشد؟
همانطور که عرض کردم، علم اقتصاد یک واقعیت است که همه جا یک پاسخ را دارد. نظام اقتصادی اسلام برپایه عدالت اجتماعی و اخلاق است. اگر ما نظام اقتصادیمان را در پرتو عدالت اجتماعی اجرا کنیم، مشکلاتی که امروز ميبینیم پیش نميآید که عدهای مثل قارچ رشد کنند. باید اندیشه امام را پیاده کرد. امروز اسلام توسعه پیدا کرده است. برای گسترش و توسعه هم باید ملاکهاي آن را پیدا کرد. ملاک زکات مبارزه با فقر است.
به نظر شما چرا اجرایی نشده؟
علتش این است که گروهی ممانعت ميکنند.
نمونهاش همین اقتصاددانان با گرایشهاي سوسیالیستی و سرمایهداری هستند که مقاومت ميکنند. گروهی الگوی نظام سوسیالیستی در ذهن دارند، سعی ميکنند اقتصاد کشور را به آن سو هدایت کنند و در مقابل گروهی به نظام سرمایهداری اعتقاد دارند و به دنبال پیاده کردن دیدگاههای خود در اقتصاد هستند. این چنین است که تضادهایی شکل ميگیرد. کما اینکه تاکنون هم شاهد این تضادها در تصمیمگیریها بودهایم. ميبینید که یک دوره یک طرز تفکر جلو ميرود و در دوره دیگر طرز تفکر دیگری. من هر دوی آنها را قبول ندارم.
کسانی که به دنبال تامین عدالت اجتماعی در جامعه هستند باید بدانند که اجرای این نظام تنها در پرتو، نظام اقتصادی اسلام امکانپذیر است و نه لزوما نظام اقتصادی سرمایهداری یا سوسیالیستی. هر دوی این دو نظام تجربه شده و شکست خورده است. در آمریکا و کشورهای اروپایی ببینید چقدر فقیر وجود دارد. امروز نجات جامعه این است که نظام اقتصاد اسلام پیاده شود. شهد الله که نجات جامعه امروز ایران، مبارزه با فقر است.حضرت فرمودهاند که فقر انسانها را منحرف ميکند. باید مبارزه با فقر را نهادینه کنیم که این جز در پرتو عدالت اجتماعی و اخلاق امکانپذیر نیست. اگر در نظام اقتصادی ما این دو اصل باشد، جامعه ما ایدهآل ميشود و والا واضح است که پیروی از این دو نظام به بنبست رسیده است.بنده این را قبول ندارم که حضرت مهدی (عج) که تشریف ميآورند، افراد را با شمشیر مسلمان ميکنند، هیچ وقت با شمشیر کسی مسلمان نميشود. عقیده و ایده با زور نميشود. ایشان اسلام واقعی را که مطابق فطرت و عقلانیت است، پیاده ميکنند. عدالت اجتماعی و اخلاق را در جوامع بشری پیاده ميکنند. لذا احیاي شریعت اسلام با شمشیر نیست، این است که اسلام واقعی را که منجی بشریت است، امام زمان آن را پیاده ميکند. ما هم امروز اگر بخواهیم جامعه ایدهآل شود، باید نظام اقتصادی را پیاده کنیم که نه برمبنای نظام سوسیالیستی است و نه سرمایهداری.
به نظر شما اجرایی نشدن به دلیل قوانین و مقررات است؟
قانون وقتی دولبه ميشود، این اتفاقها ميافتد. قوانین باید صریح باشد، اینگونه نباشد که آنکه تمایل به سرمایهداری دارد، برداشت خود را از آن داشته باشد و آنکه گرایش سوسیالیستی دارد، برداشت سوسیالیستی از قانون کند.
قانونگذاران ميگویند اگر در قوانین ابهام باشد، ولو قوانین قضایی این امکان وجود دارد که برداشتها هم متفاوت شود. وقتی قانون مبهم است براساس سلیقه عمل ميشود. هرکس ممکن است برداشت خود را از قانون داشته باشد. گروهی با گرایش سوسیالیستی از قانون یک برداشت را بکند و آن را اجرا کند و گروه دیگر برداشت سرمایهداری را بخواهند و براساس همان قانون را اجرایی کنند.
یعنی فکر ميکنید قوانین ما در برخی موارد دوپهلو عمل ميکنند؟
قوانین نظام اقتصاد اسلامی باید بسیار روشن و با صراحت باشد. آن روز است که جامعه ما مبدل به مدینه فاضله ميشود. امیدوارم روزی برسد که نظام اقتصادی که در ایران عزیز پیاده میشود، در پرتو اخلاق و عدالت اجتماعی باشد.
موضوعات مرتبط: اقتصاد اسلامی
.: Weblog Themes By Pichak :.
