لینک های وب

۱. مقدمه: جایگاه دوگانه یک اقتصاد مغفول

اقتصاد سنتی و روستایی ایران در دهه‌های اخیر نقشی پارادوکسیکال ایفا کرده است. از یک سو، به عنوان ستون اقتصاد غیرنفتی، سهمی حدود ۸ تا ۹ درصدی در تولید ناخالص داخلی و حدود ۱۵.۵ درصد از اشتغال کشور را به خود اختصاص داده و پایه امنیت غذایی ملی است. از سوی دیگر، در سایه اقتصاد تک‌محصولی نفت، از توجه و سرمایه‌گذاری لازم محروم مانده و به تدریج کارایی و جذابیت خود را از دست داده است. نتیجه این غفلت، تشدید چالش‌هایی است که امروز نه تنها توسعه روستایی، بلکه ثبات اقتصادی و اجتماعی کل کشور را تحت تأثیر قرار داده است. بازتعریف جایگاه این اقتصاد در ساختار ملی، پیش‌نیاز هرگونه برنامه‌ریزی برای توسعه پایدار و کاهش وابستگی به نفت است.

۲. وضعیت موجود: عددها چه می‌گویند؟

بررسی شاخص‌های کلیدی، تصویری گویا از وضعیت کنونی اقتصاد روستایی ایران ارائه می‌دهد. این تصویر، هم از ظرفیت‌های انکارناپذیر و هم از شکاف‌های عمیق حکایت دارد.

شاخص وضعیت موجود تفسیر و پیامد
سهم از جمعیت حدود ۲۹٪ از جمعیت کشور در روستاها ساکن هستند.وجود یک پایگاه انسانی گسترده که هم مصرف‌کننده و هم تولیدکننده است.
سهم از GDPحدود ۸ تا ۹٪ (با احتساب کل زنجیره ارزش، تأثیر بسیار بیشتر).سهم مستقیم کم ولی اثرات القایی بالا بر صنایع وابسته (تبدیلی، خدمات، حمل‌ونقل).
سهم از اشتغال حدود ۱۵.۵٪ (روندی کاهشی از ۲۵٪ در دو دهه گذشته).کاهش سهم اشتغال، نشان‌دهنده خروج نیروی کار و تغییر ساختار بازار کار است.
تمرکز جغرافیایی نامتوازن؛ استان‌هایی مانند خوزستان، فارس، مازندران و خراسان رضوی کانون اصلی فعالیت‌های کشاورزی هستند.آسیب‌پذیری بالا در برابر شوک‌های منطقه‌ای (مانند خشکسالی).
تخصیص بودجهناعادلانه؛ سهم مناطق روستایی با ۲۷-۲۸٪ جمعیت، حدود ۵٪ از بودجه عمومی است. بازتاب آشکار اولویت‌نداشتن توسعه روستایی در سیاست‌گذاری کلان.

۳. چالش‌های ساختاری: ریشه‌های یک بحران چندبعدی

چالش‌های پیش روی اقتصاد سنتی و روستایی ایران درهم‌تنیده و چندلایه هستند. این چالش‌ها را می‌توان در چهار حوزه اصلی دسته‌بندی کرد:

۳-۱. چالش‌های زیستمحیطی و منابع پایه: بحران آب، مهم‌ترین تهدید وجودی است. کاهش منابع آبی، خشکسالی‌های پیاپی و فرسایش خاک، اساس تولید کشاورزی را تضعیف کرده‌اند. تغییرات اقلیمی نیز بر دامنه و شدت این بحران می‌افزاید.

۳-۲. چالش‌های اقتصادی و زیرساختی:

  • بهره‌وری پایین و ضایعات بالا: روش‌های سنتی کشت و برداشت و نبود فناوری‌های نوین، منجر به بازدهی کم و ضایعات حدود ۳۰ درصدی محصولات کشاورزی شده است.

  • ضعف زنجیره تأمین و بازار: نظام ناکارآمد بازاریابی، نوسانات قیمت و وابستگی به واردات نهاده‌هایی مانند کود و سم، سود کشاورز را به حداقل می‌رساند.

  • نبود زیرساخت‌های اشتغال‌زا: فقدان صنایع تبدیلی و تکمیلی در نزدیکی مناطق تولید، باعث خام‌فروشی، از دست رفتن ارزش افزوده و محدودیت فرصت‌های شغلی غیرکشاورزی می‌شود.

۳-۳. چالش‌های اجتماعی و جمعیتی:

  • مهاجرت و پیری جمعیت: خروج جوانان و نیروی کار ماهر به شهرها، پدیده «پیری جمعیت روستایی» را باعث شده و حیات اجتماعی و اقتصادی روستاها را به مخاطره انداخته است.

  • احساس محرومیت نسبی: گسترش ارتباطات و مقایسه سبک زندگی شهری و روستایی، به احساس محرومیت و بی‌عدالتی دامن زده و انگیزه ماندگاری را کاهش می‌دهد.

۳-۴. چالش‌های سیاستگذاری و نهادی: رویکردهای بخشی و کمّی‌محور، به جای پرداختن یکپارچه به ابعاد انسانی، اقتصادی و زیست‌محیطی توسعه، غالب بوده است. نبود نهادهای محلی قدرتمند (مانند تعاونی‌های کارآمد) نیز قدرت چانه‌زنی و خوداتکایی جوامع روستایی را محدود کرده است.

۴. چشم‌اندازها و راهبردهای گذار: از اقتصاد منزوی به اقتصاد یکپارچه

عبور از چالش‌های فوق نیازمند تغییر پارادایم از «حمایت معیشتی» به «سرمایه‌گذاری توسعهای» در اقتصاد روستایی است. چشم‌انداز مطلوب، رسیدن به روستاهایی پویا، پایدار و متصل به زنجیره ارزش ملی و جهانی است که در آن کشاورزی تنها یکی از چندین منبع درآمد باشد. راهبردهای کلیدی برای دستیابی به این چشم‌انداز عبارتند از:


محور راهبردی هدف کلان اقدامات اجرایی
تحول الگوی کشت و مدیریت منابع افزایش بهره‌وری و پایداری زیست محیطیگذار اجباری به کشاورزی دانش‌بنیان و پایدار (آبیاری تحت فشار، کشت گلخانه‌ای، استفاده از ارقام مقاوم). اجرای سخت‌گیرانه طرح‌های آمایش سرزمین و بازنگری در الگوی کشت بر اساس ظرفیت آبی هر منطقه.
توسعه زنجیره ارزش و صنایع روستاییایجاد ارزش افزوده و اشتغال غیرکشاورزی سرمایه‌گذاری ویژه در ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی، تکمیلی و بسته‌بندی در کانون‌های تولید. توسعه گردشگری روستایی و کشاورزی و صنایع دستی خلاق به عنوان مکمل درآمد.
توانمندسازی نهادهای محلی و انسانی تقویت عاملیت و خوداتکایی روستاییاناحیا و تقویت شرکت‌های تعاونی روستایی مدرن به عنوان نهادهای محوری در تأمین نهاده، بازاررسانی و فرآوری. اجرای برنامه‌های آموزش مهارت‌های فنی، مدیریتی و کارآفرینی برای جوانان روستایی.
بازتوزیع عادلانه منابع و حکمرانی یکپارچه اصلاح تخصیص بودجه و هماهنگی سیاستیافزایش شفاف و قابل‌توجه سهم بودجه‌ای مناطق روستایی متناسب با جمعیت و سهم اقتصادی آنها. ایجاد ستاد یا نهاد فرابخشی با اختیار تام برای هماهنگی تمامی دستگاه‌های مؤثر در توسعه روستایی.

۵. نتیجه‌گیری

اقتصاد سنتی و روستایی ایران در یک دوراهی تاریخی قرار دارد. ادامه روند فعلی، به معنای تشدید مهاجرت، وابستگی بیشتر به واردات غذایی، و از دست رفتن فرصت‌های بی‌بدیل اشتغال و تولید در داخل است. در مقابل، با نگاهی واقع‌بینانه به چالش‌ها و سرمایه‌گذاری هوشمندانه بر روی راهبردهای تحول‌آفرین، می‌توان این اقتصاد را از حاشیه به متن آورد. کلید این تحول، در پذیرش یک اصل ساده نهفته است: توسعه روستایی، تنها پروژه‌ای بخشی یا رفاهی نیست، بلکه سنگ بنای ضروری برای دستیابی به امنیت ملی، استقلال اقتصادی و عدالت اجتماعی در ایران است. آینده اقتصاد ایران در گروی آن است که بتواند ظرفیت عظیم و مغفول مانده هزاران روستای خود را نه به عنوان بار اقتصادی، که به عنوان بزرگ‌ترین دارایی تولیدی و انسانی خود بازشناسد و برای شکوفایی آن برنامه‌ریزی کند. زمان برای این بازنگری راهبردی هم‌اکنون است.


موضوعات مرتبط: اقتصاد ، اقتصاد سیاسی ، اقتصاد گردشگری ، اقتصاد و سلامت ، تاریخ اقتصاد ، حقوق و اقتصاد ، اقتصاد و فرهنگ

تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۴ | 7:59 | نویسنده : سیدوفا مشکوة |