
دکترای اقتصاد و مدیریت
محقق و مدرس دانشگاه
۱. خاستگاه تاریخی: تولد سلطه دلار در برتونوودز
پس از ویرانیهای جنگ جهانی دوم، نمایندگان ۴۴ کشور متفقین در کنفرانسی در برتونوودز، نیوهمپشایر آمریکا گرد آمدند تا نظمی نوین برای اقتصاد جهانی طراحی کنند. هسته مرکزی این نظام جدید، جایگزینی استاندارد طلا با یک استاندارد دلار بود.
مکانیسم کلیدی: بر اساس این توافق، ارزش ارزهای اصلی جهان نه مستقیم به طلا، بلکه به دلار آمریکا گره خورد و دلار به نوبه خود با نرخ ثابت ۳۵ دلار برای هر اونس طلا قابل تبدیل تعریف شد. این طراحی به آمریکا که در آن زمان حاوی سهچهارم ذخایر طلای جهان بود، نقش «ضامن نهایی» نظام پولی را اعطا کرد.
نهادهای حامی: برای نظارت بر این نظام، دو نهاد بینالمللی تأسیس شدند: صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی.
هدف اعلامی: ایجاد ثبات در نرخهای ارز، جلوگیری از جنگهای ارزی ویرانگر دهه ۱۹۳۰، و تسهیل بازسازی و تجارت جهانی بود.
این چارچوب، بنیان سلطه تقریباً مطلق دلار در معاملات بینالمللی، بازارهای مالی و ذخایر ارزی بانکهای مرکزی جهان را برای هشت دهه بعد ریخت.
۲. زوال تدریجی: چرا سلطه دلار آسیبپذیر شده است؟
سلطه دلار هرگز ابدی نبود. فشارهای داخلی و خارجی، بهتدریج شکافهایی در این نظام ایجاد کردهاند که امروزه آشکارتر شدهاند.
فقدان انضباط پولی در آمریکا: تضمین تبدیل دلار به طلا، مستلزم انضباط مالی بود. با این حال، هزینههای سنگین جنگ ویتنام و برنامههای اجتماعی داخلی، موجب کسری بودجه و تزریق گسترده دلار به اقتصاد جهانی شد. این امر اعتماد به توانایی آمریکا در حفظ پشتوانه طلا را مخدوش کرد و در نهایت منجر به قطع این تضمین توسط ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۱ شد - ضربهای مهلک به روح نظام برتونوودز.
سلاحسازی دلار و تحریمهای یکجانبه: در دهههای اخیر، آمریکا بهطور فزایندهای از موقعیت انحصاری دلار در سیستمهای پرداخت جهانی (مانند سوئیفت) به عنوان اهرمی برای اعمال تحریمهای سیاسی استفاده کرده است. این «سلاحسازی مالی»، انگیزه قویای برای کشورها -حتی متحدان آمریکا- ایجاد کرده تا وابستگی خود به دلار را کاهش دهند و کانالهای پرداخت جایگزین امنتری بیابند.
ظهور رقبای اقتصادی و ژئوپلیتیک: رشد خیرهکننده اقتصاد چین و تبدیل آن به بزرگترین شریک تجاری بسیاری از کشورها، بستر طبیعی برای گسترش استفاده از یوان فراهم کرده است. همچنین، تحریمهای گسترده علیه روسیه، این کشور و شرکای تجاریش را وادار به طراحی مکانیسمهای مبادله غیردلاری کرده است.
افزایش بدهیهای آمریکا و کاهش جذابیت داراییهای دلاری: کسری بودجه و بدهی انباشته آمریکا، نگرانیهایی درباره پایداری مالی این کشور ایجاد کرده است. به موازات آن، سهم سرمایهگذاران خارجی از بازار اوراق خزانهداری آمریکا -که زمانی امنترین دارایی دنیا تلقی میشد- از بیش از ۵۰٪ قبل از بحران ۲۰۰۸ به حدود ۳۰٪ کاهش یافته است.
۳. گزینههای پیش رو: چه ارزهایی میتوانند جایگزین شوند؟
جستوجوی برای جایگزین، منجر به بررسی چند گزینه اصلی شده است، که هر کدام نقاط قوت و ضعف خود را دارند.
| گزینه جایگزین | نقاط قوت | نقاط ضعف و چالشها |
| یورو (EUR) | • دومین ارز ذخیره و مبادله جهان. | • فقدان اتحاد کامل مالی و بانکی در اروپا. • آسیبپذیری در برابر بحرانهای بدهی داخلی (مانند یونان). • وابستگی به امنیت نظامی ناتو (تحت رهبری آمریکا). |
| یوان (CNY) | • پشتوانه دومین اقتصاد بزرگ جهان. • حمایت فعال دولت چین برای بینالمللیسازی. • ایجاد سیستمهای پرداخت مستقل (مانند CIPS). | • کنترل شدید دولت بر بازار سرمایه و نرخ ارز. • محدودیت در تبدیلپذیری کامل. • عدم استقلال قضایی و شفافیت نهادهای مالی. |
| طلا | • دارایی امن سنتی و بدون ریسک طرف مقابل. • مستقل از سیاستهای هر دولت خاص. • مورد پذیرش جهانی. | • نداشتن کارکرد عملیاتی یک ارز برای تسهیل مبادلات روزمره. • ذخیره و انتقال پرهزینه و پیچیده. • نوسانات قیمت در کوتاهمدت. |
| حق برداشت ویژه (SDR) | • سبدی از ارزهای اصلی (دلار، یورو، یوان، ین، پوند) که ریسک را پراکنده میکند. • تحت مدیریت صندوق بینالمللی پول. | • کاربرد بسیار محدود، عمدتاً به عنوان واحد حساب در ترازهای صندوق. • فاقد بازار خصوصی عمیق. • تخصیص آن نیاز به اجماع سیاسی بینالمللی دارد. |
| ارزهای دیجیتال | • امکان تسویهحسابهای فرامرزی سریع و کمهزینه. | • نوسانات قیمت شدید (در مورد بیتکوین). • چالشهای مقرراتی و نظارتی. • مقیاسپذیری محدود برای تراکنشهای کلان. |
روند غیردلاریسازی در عمل: دادهها نشان میدهند اگرچه دلار با سهم حدود ۵۷٪ از ذخایر ارزی جهانی در سال ۲۰۲۵ همچنان غالب است، اما این سهم نسبت به اوج ۷۰٪ی خود در اوایل دهه ۲۰۰۰ کاهش یافته است. در مقابل، سهم یوان در یک دهه گذشته دو برابر شده و به حدود ۲٪ رسیده، و تمایل به طلا نیز در بین بانکهای مرکزی کشورهای نوظهور افزایش یافته است.
۴. موانع و چالشهای پیشِ رو
با وجود این روندها، جایگزینی کامل و سریع دلار با چالشهای عظیمی روبرو است:
شبکه اثرات خارجی و اینرسی نظام موجود: دلار بهدلیل decades of use به یک «کالای شبکهای» تبدیل شده است. استفاده گسترده از آن، هزینههای مبادله را برای همه کاهش میدهد. رها کردن این استاندارد مشترک، هزینههای گذار کوتاهمدت قابل توجهی دارد.
عمق و نقدینگی بیهمتای بازارهای مالی آمریکا: بازار اوراق قرضه خزانهداری آمریکا همچنان بزرگترین، نقدشوندهترین و امنترین بازار دارایی جهان است. هیچ کشوری حاضر نیست ریسک نقدشوندگی را در مقیاس کلان بپذیرد.
نبود یک آلترناتیو آشکار و مورد اجماع: همانطور که جدول بالا نشان میدهد، هیچ یک از رقبای دلار، ترکیب کاملی از ثبات سیاسی، عمق بازار، آزادی مالی و مقیاس اقتصاد را یکجا ارائه نمیدهند.
۵. جمعبندی و چشمانداز آینده
نظام برتونوودز که روزی برای ایجاد ثبات طراحی شد، امروز خود منبع بیثباتی ژئوپلیتیک تلقی میشود. فشار برای کاهش وابستگی به دلار، دیگر یک انتخاب ترجیحی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بسیاری از کشورها شده است.
چشمانداز آینده، نه حذف یکباره دلار، بلکه حرکت تدریجی به سوی یک نظام پولی چندقطبی است. در این سناریو، سهم دلار از کیک جهانی به تدریج کاهش مییابد و سهم ارزهایی مانند یورو و یوان افزایش پیدا میکند. طلا نیز احتمالاً نقش پررنگتری به عنوان یک دارایی ذخیرهای امن ایفا خواهد کرد. در این میان، فناوریهای جدید مانند ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی (CBDC) نیز ممکن است نقش تسهیلکننده در تسویهحسابهای بینالمللی را بر عهده بگیرند.
سخن پایانی: فروپاشی برتونوودز در سال ۱۹۷۱، پایان سلطه دلار نبود، بلکه آغاز فصل جدیدی از سلطه بدون پشتوانه طلای آن بود. اکنون، به نظر میرسد جهان بار دیگر در آستانه یک گذار تاریخی قرار دارد. این بار، گذار از سلطه تکقطبی دلار به سوی نظمی چندقطبی که انعکاسدهنده واقعیتهای جدید اقتصادی و ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم باشد. سرعت و مسیر این گذار، به تعامل قدرتهای بزرگ، تحولات فناوری و البته، به تصمیمات سیاستگذاران در واشنگتن بستگی خواهد داشت.
موضوعات مرتبط: اقتصاد ، اقتصاد گردشگری ، حقوق و اقتصاد ، آموزش و اقتصاد ، مدیریت ، اقتصاد بین الملل ، اقتصاد دفاعی
.: Weblog Themes By Pichak :.